سلام
میخوام یه کم
حرف دل بزنم
یه سوال دارم
چقدر از من میدونید؟
فقط اینکه کمی مینویسم
و گرون زندگی نکردم
خب همینقدر کافیه؟
مثلاً براتون فرقی داره
نشسته ام ایستاده یا خوابیده؟
پروفسور یا کارگر
دکترا دارم یا سیکل؟
و مواردی از این دست
اصلاً کاری ندارم
گاهی بعضی ها از
من تعریف میکنن
خب خوب میکنن
فروتنی هم حدی داره
کمی اعتماد به نفس لازمه
همه ی ما پیش خدا خاص هستیم
با یه مختصاتی
این خاص بودنو
تو چشم هم نکنید
با خودتون بسازید
سلام قدیما با شروع
فصل گرم تابستون
جوش خارجی کف دست
و روی انگشتان داشتم
تا مدت ها فکر میکردم
حساسیت فصلیه اما بعد
مشخص شد قارچی شده
دلم برای جوش های قرمز خارشی
تنگ شده
واسه من که 5،6 ساله
تمام وقتم آزاده
تابستون نمیتونه معنی
خاصی داشته باشه
جز اینکه یه کتاب
قراره شهریور ماه بیرون بیاد
با معمولی ها هم
یه کم معاشرت کنید
اون بالا بالا ها قرار نیست
اتفاق خاصی بیفته
نوشته هام نیاز به
ویرایش داره آیا ؟
سلام
یکی از دوستان
یه جوری گفت
شعر گفتن سرگرمیته
انگار خودشون بعداز
تحمل مشقت های فراوان
از این راه نون در میارن
عزیز اگه بگی
نیاز به تمرین بیشتر دارم
با چوب نمی افتم دنبالت
اما اینکه بخوای کل
تلاش منو هیچ فرض کنی
خیلی قشنگ نیست
به هرحال کم کم
دارم از اولش فاصله میگیرم
هرکاری و باید شروع کرد
شروع کردن سخته
و ادامه دادن مهم
تا امید نشدن اصل کاره
سلام
دیروز کمی تا قسمتی
کار داشتم با انتشارات «ارشدان»
نرسیدم بیام اینجا
تو فکرتون هم نبودم
ممنونم از معرفتتون
قدیما با کارتون
«زنان کوچک»
همزاد پنداری میکردم
چرا کارای قدیمی
اینقدر خوبن؟
چرا پخش «کاریکارتون»
قطع شده؟
کاش میتونستم بیشتر
برای خامنه ای کار کنم
خب حسابم خالیه و از
رفتن به مشاوره معذورم
پولوغ رو درست نوشتم؟
چقدر حالم خوبه این روزا
کاش بودی
سلام.
ورود به بعضی از مسائل درست نیست
بعضی از مسائل حساس و شخصیه
اگه یکی به خودتون پیشنهاد بده
دوران قرمزتونو بترکونید که دیگه نباشه
چه برخوردی باهاش میکنید؟
گیرم که از دید خودتون یه راه حل خفن
به نظر بیاد
چیزی که نبودش برا یه آدم عادی فاجعه اس رو
به بقیه پیشنهاد نکنید احتمالاً خودتون هم قبول نمیکنید
و من بخاطر پاره ای از این دست مسائل
دلم با خواهر ظاهراً محترمم
صاف نشد
خدا هم یه کم اخلاق
رو به منطق ارجعیت داده دیگه
البته انسان ها سواد علمیشون بالا رفته
خیلی دور و برم شلوغ نیست
اما میخوام شلوغ تر بشه