حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

التماس دعا

سلام.

الهی هرچه میخواهید 

خدا«نه» نگوید 

الان بیشتر از این حسی برای نوشتن حرفام ندارم 

«التماس دعا»

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل




بالاخره راهی یافتم

سلام.بالا‌خره راهی یافتم تا ارزش کارم پیش مامانم حفظ بشه و فک نکنه فقط شغل پزشکی سخته و زحمتش زیاده و اونم تشبیه شعر سرودن به زایمان بود و به وجود آوردن چیزی که وجود نداره.

درست نیست بخاطر توی چشم بودن بعضی از شغلا و خوش آمد خودمون و اینکه فکر میکنیم بعضی شغلا حکم وحی دارن که برای رسیدن بهشون باید پیامبر باشی ارزش بعضی از مشاغل رو پایین بیاریم 

تازه اگه توضیح قبلی من درست باشه فکر میکنم نویسندگی به  مثال وحی و پیامبر نزدیک تر واین تشبیه عقلانی تر باشه.

وقتی داشتم عنوان یادداشت رو می‌نوشتم یاد معلم سال چهارم و پنجم ابتدایی ام افتادم موقع گفتن دیکته یه جوری کلمه ی «بالاخره» رو ادا میکرد انگار ما در این حدم نمی‌فهمیم 

یکی از درگیری های ذهنیم اینه که چرا بابام پنج کلاس سواد داره و مامانم شیش کلاس.

تا حالا چند نفر بهم گفتن موهام خراب شده حس بدی به قیافه ی جدیدم پیدا کردم  وقتی قرار باشه همش بخاطر این و اون کاری انجام بدی این جوری میشه 

سیگنال شبکه های تلویزیونی مون قطعه و دوست ندارم مجموعه های تلویزیونی مورد علاقه امو تو اینترنت ببینم.

دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه

برم گوشیمو بذارم شارژ شه 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل







چرا هوا اینقدر سرده؟

سلام.آقا من  از شما یه سوال دارم،چرا شبا هوا اینقدر سرده؟لطفاً جواب بدید.اسلحه رو گذاشتم رو ملاجتون دارم فشار میدم.میگم نکنه خدا از زمستون خوشش اومده باخودش گفته بذار از اول بریم؟ ها؟

دیشب و امشب مجموعه ی خوشنام رو ندیدم.قند پهلو هم ندیدم نکنه قلب قرمزا همش الکی باشه؟آخه چرا من اعتماد به نفس ندارم؟خاک بر ملاجکم  

معلوم نیست کتاب جدیدم کی چاپ شه.همچنان منتظرم و پر از ذوق 

بسته ام رسید 

فردا به کتابخوانی خواهد گذشت امروز خیلی احساس خستگی میکنم 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل







هر چی اون بگه...!

سلام.امروز مامانم قیمت باقلا رو گرفت.کیلویی10هزار تومن بود خواهرم گفت:«چه خبره؟»«میخواییم چیکار؟»«یه مشت پوست«

در نتیجه مامانم از خرید منصرف شد البته به نظر من 10هزار تومن قیمت بالایی نبود و  من اندازه ی چند کیلو پول داشتم اما فکر کردم اگه حرفی بزنم بد برداشت بشه.

نمی خوام فخر فروشی کنم یا کلاس بذارم اما شاید 10هزارتومن برای من که با دست خالی دارم 100تا200هزار تومن تو ماه خرید اینترنتی انجام میدم پول زیادی نباشه.

سپاهان بازی دومشو تو لیگ قهرمانان آسیا باخته یه خرده خورد تو ذوقم ولی چاره ای نیست فولادم  مساوی کرده.

وای که چقدر «نجلا»رو اعصابه 

راستی دیشب و امروز اولین اشعار طنزم رو سرودم که به نظر خیلی بد از آب در نیومدن.

«شکلات تلخ» هم هنوز به دستم نرسیده 

تو صفحه ی اینستاگرامم چندتا مطلب از تجربه و توصیه ی نویسندگی و معرفی کتابایی که خوندم  گذاشتم 

از چهار تیم حاضر تو مرحله ی نیمه نهایی جام حذفی که نگم براتون خیلی جالبه نمیدونم  کجا داریم میریم 

تصمیم گرفتم مطلب خوب و قشنگ تو وبلاگم بذارم 

امیدوارم دوست داشته باشید 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل





تا خیلی نگذشته...

سلام.تا خیلی ازش نگذشته بگم مجموعه های تلویزیونی در نظر گرفته شده برای تعطیلات نوروز امسال اصلاً خوب و مناسب نبود 

اما مجموعه های تلویزیونی در نظر گرفته شده برای ماه مبارک رمضان به مراتب خیلی بهتر بود 

برنامه ی «زندگی،پس از زندگی»شبکه چهار هم یه چیزی تو مایه های «ماه عسل» هست و ازش خوشم نیومد ولی خب مثل این که سلیقه ی مردم مایه سمت برنامه های اینچنینی که مثل «کلیدِ اسرار»میمونه زیادی متمایله .

عقل من نمیتونه یه چیزایی و هضم کنه

دیجی کالا سفارشمو «تحویل شده»زده اما هنوز بسته به دستم نرسیده شاید یکی دو روز دیگه برسه 

بالاخره ناشر پیاممو دید و  خیالم راحت شد اگه بابایی بهم کمک کنه میتونم تعداد نسخه های بیشتری چاپ کنم.

بابام مدل موی جدیدمو دوست نداشت  برخوردش دور از انتظار نبود.من هم از اینکه  مامانم بخاطر نظر دامادمون اینجوری موهامو کوتاه کرد کمی ناراحت شدم 

عاطفه ی میر سیدی از بخش خبر بازنشسته شده و ‌‌مجری شده  

امشب شام آش داریم 

میگم وبلاگ هم چیز خوبیه ها و گر نه کجا میشه این همه چرت و پرت نوشت 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل