سلام . علیرضا یه استوری گذاشته بود
در مورد پسر 15,16ساله ای که دست فروشی میکرد
و گوشی ساده هم نداشت و به بنده خدایی براش گوشی خریده بود
و گفته بود یه عده هستن گوشی ندارن و از این حرفا
داشتم فکر میکردم چند نفر هستند با امکانات کمتر از این
دارن زندگی میکنن خونه و جای خواب ندارن
اگه نمیزنیدمون به لطف جمهوری اسلامی بالای 98،99درصد
مدرسه میرن یعنی سواد دارن فقط به نظرم باید برای تحصیل و خرج زندگیش ون فکری کرد که اینا کودکی و نوجوانی شون تباه نشه
چون دارن برای یکی دیگه کار میکنن و پول به خودشون نمیرسه
و این ظلم آشکار هست
در مورد خودم هم باید بگم مامانم کمی تا قسمتی جلوی خودکفایی منو گرفته گویی خودش میخواد خرج زندگیمو بده و من پرخرج نیستم
اما ناراضی هستم
از میزان و چند و چون مبلغ مستمری بهزیستی خبر ندارم کارت هم دست من نیست و برای بعدها است اما خبر و اعتقاد دارم عده ای هرچند کم با مبالغ کمترا 1میلیون و 200ممکن است زندگی کنند
سلام خب خب خب
سال نصف شد
امروز آخرین روز شهریور هست
فردا پاییز شروع میشه
امسال سال خوبی از لحاظ اقتصادی بود
اردیبهشت 25میلیون تومن واریز داشتم
از خواهرم هم مبلغی گرفتم
بدهی چاپ کتاب مشترک سال قبل رو دادم
دو میلیون قرض دادم که هنوز پس نداده
دو میلیون برای چاپ کتاب واریز کردم که مجوزش
اومده ولی چاپ نشده
10میلیون برای کتاب دیگه واریز کردم
امیدوارم کم نیاد
8ونیم میلیون سرمایه گذاری تو بانک کردم
از اون 25میلیون واریزی
2و نیم میلیون باقی مونده
این ماه هم بابام 5میلیون
واریز کرده که 4میلیونشو ذخیره کردم
این ماه اعصابم خرد بود 1ونیم میلیون
اینترنت خریدم
و با موجودی حساب پس انداز اشتراک خریدم
یکی دوماه با امتیازهای همراه اول اینترنت خریدم
خرید اینترنتی و به یکی دو بسته تو شش ماه کاهش دادم
حقوق ماهیانه ام از مامانم زودتر واریز شد و بیشتر بود
این ماه سود 8ونیم میلیون که حاصل لغو چاپ کتاب و پس انداز بود
واریز شد
حقوق ماهیانه ام از بانک به 200هزار تومن رسیده از مجموع سه حساب
و شاید بتونم از ماه بعد با صرفه جویی در خرید و اینترنت
ماهی 700تومن ذخیره کنم اتفاق خوبیه
ماهیانه ام به یک میلیون و 200رسیده
یکی دو مورد خرج غیر ضروری داشتم
مشاوره و کار باهوش مصنوعی
و به پس انداز برای گوشی یا سرمایه گذاری تو بانک
فکر میکنم 6ماه زمان دارم
تا آخر سال دغدغه ی چاپ کتاب
تعویض کارت بانکی
سرمایه گذاری تو بانک
پس انداز رو دارم
همه چیز در زمان خودش اتفاق می افته
با آرزوی موفقیت برای همه
سلام گوش شیطون کر
فکر کنم فکر کنم
چند کیلو انجیر برای فروش داریم
که مامانم میخواد بده مرغ و خروس بخره
شاید سال بعد بیشتر بشه
با این وضعیت فکر نکنم
پولش به من برسه
و فکر نکنم این اتفاق ارزش کر شدن
گوش شیطون رو داشته باشه
مامانم از سهم زمین باباش هیچی برام نکاشته
و فکر کنم سهم منو خودش می کاره
این پول دار شدن و پول داشتن و به فکر پول بودن
چه کار استرس زایی هست
امیدوارم پول بیاد تو کارتم
تا چند ماه دیگه باید کارتامو عوض کنم
و کتابم هم برسه
به امید سالهای بعد
سلام من خاطره ی روز بارانی هم تو مدرسه دارم هم تو دانشگاه و از دوتا فارغ شدم با این حجم استفاده از اینترنت فکر نمیکنم بشه آنلاین درس خوند و روی سوادها حساب کرد
یک تصاویر پلاستیک باموتور وقت بارون و به تصویر با ماشین در ذهن من مانده که در کلاس پول و ارز نماندم
خاطره ی بدی از دوران مدرسه ندارم اما در دانشگاه از استاد ریاضیات که خودش بنای کنایه انداختن را گذاشت و از من خوشش نیومد خوشم نمی آمد همشهری بود و دکترا داشت
یادم هست باران شدید بود و بابا تلاش میکرد زیاد خیس نشوم و همین در ذهنم مانده با دوستم در شب از کلاس پول و ارز بیرون آمدیم
علیرضا هم کلاس زبان را لغو کرد و به بار از من خواست سر امتحان تقلب برسانم دوره ی دانشگاه زیاد پرنور نبود بعداز قطع ارتباط با علیرضا
رو دور افسردگی افتادم
راستش را بخواهید حق با علیرضا بود من نباید در مورد اون با عشق زندگی اش حرف میزدم
من از دوران 16ساله ی تحصیلم دلم برای معلم زبان دبیرستان که در راهنمایی معلم من بود و دلم برای معلم دو سال آخر دبستانم تنگ میشود
و دوست دارم هر روز سرکلاس زبان و چهارم پنجم دبستان باشم شوق این دوران در زندگی من تکرار نمیشود و گاهی یاد این دو می افتم
آرزو میکنم به اندازه ی 16سال تجربه ای و اندوخته ای به من و زندگی ام اضافه شده باشه
کاش شاد تر زندگی میکردم ولی دغدغه ی فکری اقتصادی روحی نمی گذارد
گاهی در روز های سخت زندگی فکر می کنم سرکلاس زبان با معلم محبوبم که کاش شماره تماس اورا داشتم هستم و امتحان زبان دارم
و وقتی چالش به نفع من میشود نفسی به راحتی میکشم
فردا اول مهر دلتنگ کتاب و کلاس هستم آقای قره چایی اگه خط آرتوش شما باشید من در پوست خویش نمیگنجم
دوستت دارم نادر
بهترین معلم دوران تحصیلم
سلام مبلغی پول تو بانک سپه دارم
میخوام اگه بشه در زمینه عسل
سرمایه گذاری کنم
هم گروهیم باهاش حرف زده
برای چهار روز دیگه
فکر کنم یه کم ریسکش بالاست
دوستم میگفت بهتر از سرمایه گذاری تو بانک هست
کسی هم ندارم بره بانک
امید آباده هم پول برنداشته
یه امتحان هست انجام میدم
تا ببینم چی میشه
آره
توکل بر خدا
خدایا وژت
کارآگاه گجت
