حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

قرص خواب

سلام شب شده میخوام بخوابم

پتو رو رو خودم کشیدم

سرده 

مامان رو بستری کردن

قرص خواب و اعصابم پیدا نمیشه 

لوییز سوارز تو تلگرام پیام نوشته

وقتی مشغول نوشتن پست بودم

قرصم پیدا شد و رفتم یه دونه خوردم

خیالم راحت شد 

امیدوارم چند روز دیگه مامانم بیاد

خواهرم لباسمو عوض کرد و برد خونشون بشوره

بابام پشت سرش گله کرد به درد نمیخوره

منم چیزی نگفتم توان اون روزا رو ندارم

نور صفحه نمایش گوشیم کم و زیاد میشه

هیچکس نوکر در خونه ی منو بابام نیست

خواهرم هم مریضه

کلافه شدم

هوا چرا سرده

کاش بارون نیاد

و من به این زودی پریود نشم

چه فکرایی

وای خدا قلبم 

تقریباً نود درصد مطمئن شدم

امیر بوربلنگ علی علیرضا هست 

ولی رو اون خط جواب نمیده

نمیدونم بابام چی میخوره

خبری از آرتوش و مهندس نیست

مهندس که معلوم است رد کردن درخواست 

به پول زیادی نیاز دارم

از دست مهندس برمیاد

فعلاً که چیزی نداده

به جز اردیبهشت 

خدایا وژت 

کارآگاه گجت


رنگ عشق و سرما

سلام مامانم باید بره شیراز و من

چه خوش خیال بودم که فکر میکردم

چیزیش نیست و برمیگرده خونه

بازروزهای استرس و تنهایی

و نگرانی  اگه رفتن  باید به خواهرم  زنگ بزنم بیاد

رنگ عشق و سرما مثل رنگ روزگار ما سیاه هست

بیشترین فشار روی من هست و روزگاری که بد میگذره

لعنت به روزگار

مامانم دلش شکسته

و خیلی خسته شده

دوتا خواهرم اذیتش میکنن

و غصه ی خواهر سومم

داره از پا درش میاره

خیلی حالش خوب نیست 

پلاکت خونش پایینه

فکر کنم خونریزی داخلی داره

و منی که خودم رو برای

سخت ترین عذاب الهی 

آماده میکنم تنها بودن

با بابا و اون نگاه ها

و منی که به دنیا اومدنم

بزرگترین عذاب الهی است

معجزه

سلام امروز دیدم خواهرم 7صبح اومده خونه

چندباری اصرار کرد مامانمو ببره دکتر

واسه دکتر رفتن مامان اومده بود

یه بحث ریز هم باهم داشتن

موفق نشد به بابا زنگ زد

چند ساعت بعد 

صدای گریه شو از اتاق شنیدم

و ساعتی بعد همکارش برای 

بردن مامان به دکتر اومده بود

اینجور مواقع نبودن و نداشتن داداشی

تو خانواده احساس می شه 

هرطور بود مامانم رو بردن دکتر

من عادت دارم پاییز بهار زمستون تابستون

مامانم مریض میشه و باید بریم دکتر

سختی کار برای من هست من بیشتر به

مامان نیاز دارم و امیدوارم کارش

به شیراز رفتن نکشه

هرچند دارم خودمو آماده میکنم

هنوز نمیدونم این بنده خدا رو

مامان خبر کرد یا آبجیم

تو فکر اینم به آبجیم زنگ بزنم

میگم شاید زوده

متنفرم از استرس و لحظه های انتظار 

خدایا کمک کن منو

داغونه قلبم

مامان عزیزم منو بوسید و

بهم دست داد و رفت

ما کسیو نداریم

دارم دیوونه میشم

دلتنگی

سلام وقتی با دلتنگی و دردودل 

آدمای اطرافتو میسنجی 

میفهمی تنها نیستی

ولی اگه نیاز عاطفی و مالی داشته باشی

و نیاز به مایه گذاشتن از خودت میفهمی از 

اون لیست 10,15,20نفره  فقط دو سه نفر هستن که

همیشه بهت کمک میکنن

و تو بیشتر فکر می کنی

باید قدر همین چند نفر که به

پنج نفر هم شاید نرسه رو بدونی

تو روزای سخت زندگی  میفهمی

اونی که از وقت و انرژی و مالش میگذره

تا بهت بگه به فکرتم و به یادتم

وقتی نمیتونی بگذری از احساس که

بینتون هست یعنی نمیخوای یه حس

بد رو تجربه کنی یه حسی که میگه

دوستان و آدمایی که دوستشون داری

دیگه نیستن

دوست دارم برگردم به 10سال پیش

و اون کار رو با خودم علیرضا نکنم

دوست دارم یکی بهم میگفت علی منتظره

ته قصه نوشتن ما ،ما نه پولدار شدیم

نه فقیر فقط من اون لحظه های رو 

که میتونستم بگم علیرضا خوبی

از دست دادم  و من برای گذشته

متاسفم

تنها امیدم اینه که یه روز بفهمم

علیرضا بامن در ارتباط است 

و ذهنم آمادگیشو داشته باشد 

این روزها امتحان کردم با کمک قرص

میتونم مدتها از کسی بی خبر بمونم

و خودش بیاد سراغم 

یا اصلا نیاد مگه شارژ و اینترنت 

مفته که بخوام با اینا بگذرونمش

و تمومش کنم و کسی از خودش

برام نگذره و مسخره است 

راستی آقای سلام کجاست

پست های منو نمی‌خونه

ارزش کامنت گذاشتن نداره؟

درست حرف بزنیم بی عیب بودن

فقط مخصوص خداست

استوری

سلام امروز صبح یه استوری از

مامان لوییزا تو واتساپ دیدم

عکس خودش رو گذاشته بود

خوشحال شدم و براش کامنت گذاشتم

و کمی حرف زدیم باهم

نمیدونم چرا حس میکنم عکسش

شبیه خواهرمه

امروز از خواب بیدار شدم

دیدم سود حساب بانک کشاورزی 

واریز شده

پنجم آبان

احتمالا پیامش دیر اومده بود

و اینکه یکی از فرصت حضوریا هم 

بهم  پیام داده بود

نمیدونم ایهاالناس چطور

با اینترنت 6گیگ تو ماه سر میکنن

و  از این همه ابراز صرفه جویی و فضل

واقعاً در عجب میمانم 

حالا به لطف دوستان

و ماهیانه و سود بانکی

جیب منم بیشتر از 6گیگ اینترنت 

گنجایش داره و خلاصه اصلا

راضی به این مقدار از رونمایی فضل شما نیستیم

و دوستان مطمئن دارم که در صورت درخواست 

بهم کمک میکنن اما من میخوام بگم حالا100گیگ

اینترنت هم به جایی بر نمیخوره و 

اینقدر تنگ نباشید لطفاً 

ادای تنگارو در میارید دیگه

ولی جدای از شوخی 

هروقت خواستید به یکی کمک کنید

مشاوره ندید اون مشاوره ی شمارو می‌دونه

بهش کمک مالی کنید و خوشحالش کنید

تو حیاط ما آب می پاشند

اینقدر سرده هوا

خدا کنه دل کسی نشکنه

پدر مادر خیلی عزیزه

دلشون نشکنه بهتره