حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

مهدیس

سلام خیلی کم پیش میاد

پست شخصی بذارم و از

خانواده ام چیزی بگم

البته شاید اشتباه کنم

خلاصه بی مقدمه

امروز تولد دختر خواهرم

مهدیس خانم هست

امیدوارم مبارک باشه

البته چون محرم و صفر هست

فکر نکنم کیک خریده  باشه

رویای ده سالگی مبارک خاله

.

دلم تنگ شده علیرضا 

دنیا قشنگ نیست 

بدون تو بغض رهام نمیکنه

واقعاً برم

فکراتو کردی

نمی‌خوای بهم فرصت بدی

وای اگه امیر علیرضا باشه

وای اگه رابطه با یه هویت دیگه 

شکل گرفته باشه

من از ذوق حدسای نصف و نیمه.

انگار دنیا رو بغل کردم

امروز شیرازی

کجایی 

بچه شیرازی شدی

به منم فکر می کنی

به اون روزا 

چندبار اشتباه من

جبران نداره چاره نداره

بیچاره شدم علیرضا 

کاش میشد برگردی

به قلبت رام بدی

تا جبران کنم 

آره همه چی قشنگه وقتی 

تو اجازه بدید کنارت باشم 

اجازه نمیدی

همه چی تموم شد بینم‌ون

ساده ومن مقصر بودم

و الان خیلی پشیمونم و

فایده نداره 

تفاوت

سلام تو کی هستی که 

از هر طرف وارد میشی

از طرف دیگه تفاوت 

مثل درز باز شده 

میزنه بیرون

واقعاً فکر کردی حالم

باهات خوب میشه؟

ما شبیه هم نیستیم

تف اوت سطح فکر و زندگی 

دور بودن از همدیگه

نمی‌ذاره به هم نزدیک بشیم

آرکاداش نمی‌دونم میخوای رفاقت کنی

یا شاید هم عشق بازی

اما اگه علیرضا باشی

هیچ نقطه ای برای آغاز رابطه 

ندارم و نمیتوانم ببخشمت

بخاطر نبودن 8ساله.

تمام شد عشق و دلدادگی 

زیر نگاه سنگین

مسئول آموزش دانشگاه 

و تق تق صندلی ای که 

نخواستن را فریاد می‌زد

آن روزها چه برمن گذشت 

و این روزها به دنبال چه باشم

بهتر است 

کاش به مدت طولانی 

خبری از آرکاداش نباشد

این چه بازی مسخره ای ست و

چرا انتها ندارد؟

به من هم فکر کردید؟

چکار کنم؟

خخخخخخخ

سلام داشتم فکر میکردم 

چقدر ساده و احمق بودم

که فکر می کردم یه غریبه ی آشنا

باید به حرفاش عمل کنه و یه

کادوی چند ده میلیونی برام بخره

و چقدر بابتش غصه خوردم 

من وآرکاداش اینقدر ها صمیمی نیستیم.

اون فقط اومده کمی حالمو خوب کنه

آخه مریض شدم 

و این چرخه چندوقت یه بار تکرار میشه 

نمی‌دونم اولین بار کی باچه نیتی 

قصه ی کادو خریدن رو پیش کشید

اما کار خوبی نکرد یا برای

به دست آوردن دلم 

با دلم بازی کرد 

جز یه عکس پروفایل 

چیزی بهم نداد

غریبه آشنای زرنگ

تلوبیون

سلام این روزها اینترنت و فضای مجازی 

کارها را راحت کرده است

امروز از تلوبیون فصل سوم سریال«آقای قاضی »را دیدم

به این نتیجه رسیدم وقتی احساس خاصی

درما وجود دارد یا به تعبیری عشق

جوری تحلیلش نکنیم که در آخر شکست بخوریم

کارهای بچگانه مثل پخش کردن عکس های خصوصی 

نشانه ی عشق نیست و بسیار مضحکانه به نظر می‌رسد 

شاید طرف مقابل احساس مارا نسبت به ما نداشته باشد

مواظب ضربات روحی و روانی و آ سیب های بعدی روابط 

و احساس ها باشیم 

بازیگر نقش آقای قاضی را عوض کرده اند باشد که تغییر مثبتی باشد و سریال از مخاطب بسیار نیفتد 

دوست دارم فصل چهارم سریال از سرنوشت راهم ببینم نت در روزگار بی تلویزیونی بسیار راهگشا است