حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

شارژ

سلام یکی از بچه های فرصت حضور

برام شارژ فرستاد

هلاک محبت مذهبیام

گوشیش قشنگ بود

قصد

سلام

قصد دارم خودمو تنبیه کنم

آرکاداشو تنبیه کنم

برم قهر

با من حرف نزنید


شغل های فصلی

سلام.داشتم فک میکردم

مشاغل فصلی

نصف سال

چیکار می کنن؟

مثلاً لبو فروش ها

آش فروش ها

خدایی کاری کنید

چهار فصل باشه

قهرمان من

سلام. عنوان پست من

مث مجموعه کتاب معروف که 

شاید تبلیغش رو تو تلویزیون

دیده باشید شد

نمی‌دونم چه تعریفی از «قهرمان»دارید

من تعریف های معمول رو از این کلمه ندارم

با اینکه اغلب از زن انتقاد کردم

و یه جورایی طرف مرد رو گرفتم

شاید قریب به همه آدما

بگن قهرمان زندگیشون پدره

از این جملات قشنگ تو نت پره

بی اینکه ذره ای خوب باشند باهم

اما قهرمان زندگی من «مادرمه»

مادری که اسمش زنه

اما مرد بودن ربطی به جنسیت نداره

همه ی سعیشو می‌کنه خوشحال باشم

و چیزی کم نداشته باشم

تضمین نمیکنم

اگه تو خانواده دیگه ای بودم

می‌تونستم این شرایط داشته باشم

خوشحالم مادرم به همه میگه

من کتاب می‌نویسم

بزرگ شدن درد داره

ومن دردشو تو همه این سالها

باوجود مادرم حس کردم

مادری که خیلی فرق داره

با همه مادرا

قهرمان زندگی من

«مادر»

مهربونی

سلام پام خیلی بهتر شده

پماد ضد درد جواب نداد

روغن حیوانی و ادویه استفاده کردم

تو زندگی دلخوشیم به اندک داشته هامون

به مهر و شور رفیقامون

مهم نیست که مشخصات

واقعی من اینجاست

مجازی اگه نگم همیشه

اغلب اوقات برام بهتر بوده

همین چرت و پرت‌  نویسی

چقدر آدمو آروم می‌کنه

وقتی یه کار مثبت انجام میدم

مامانم ذوق می‌کنه و با مهربونی

و لبخند تشویقم می‌کنه

پست بعدی رو بخونید