سلام بازی ایران ژاپن امروز
ساعت 14هست
من نگرانم ست سوم به بعد
بخوریم به قطعی برق
و بازی رو از دست بدیم
البته بعید نیست ژاپن مارو ببره
خیلی خوبه که قهرمان آسیا
میره به المپیک و عالیه
و اینکه بازی خیلی حساس هست
حالا درسته والیبال به پای فوتبال نمیرسه
و راهیابی به المپیک
ولی والیبال ملی دیدنیه
به امید پیروزی
که بعید نیست
سلام نمیدونم والیبال بازیهای آسیایی
یا قهرمانی آسیا هست
فعلاً 1،1ایران و استرالیا
ان شاءاللّٰه ببریم
بازی 4دسته شده
زدم شبکه ی سه
برای دیدن مرد سه هزار چهره
دیدم پخش والیبال هست
نسل قبل والیبال همه ی افتخارات رو کسب کرده
و داریم پوست اندازی میکنیم
وای که اگه به فینال نرسیم
خیلی از ارزشهامون کم میشه
والیبال قهرمانی آسیا هست
اگه بریم فینال میخوریم به ژاپن
فکر نکنم حریف ژاپن بشیم
ولی باخت جلوی استرالیا خیلی بد هست
این تیم تیم خوبیه
5ساله مربیش عوض نشده
امیدوارم قهرمان آسیا بشیم
و بریم المپیک
دوبار المپیک بودیم
یه بار پنجم شدیم
رتبه ی جهانیمون از14,15بدتر نشده
خدا کنه بازی 5سته نشه
4ست هم زیاده
و همین دیگه
ست بعد حساسه
سلام یادمه بهت میگفتم خوشگل بچه مثبت
آخه هم خوشگل بودی هم بچه مثبت
حکایت ما شده حکایت دو سال سربازی
15سال تنهایی آدمو عوض میکنه
من فکر کردم برم بهتره و تو نگفتی بمون
به الهه گفتم بهت بگه بهم زنگ بزنی
گفت باشه اما زنگو من زدم
15سال عاشقی و تنهایی
هیچ جوره دلم نمیخواهد امیر و آرتوش تو باشی
آره دوسش دارم ولی وقتی همه
تو نت یکیو داشتن تنها بودم
ذوق اولین گوشی لمسیمو با یه آدم معمولی شریک شدم
چرا اون سالها نمیخواستی باشم
چرا فراری بودی؟
من حتی درست نمیدونستم
عشقت کیه و عشق کی هستی
حتی نجمه هم نبود
ما قرار عشق نداشتیم
اما فکر می کردم مهربان تر باشید
قرار ننوشته خواهر برادریمان مهر و معرفت بود
حالا با خط مجازی با باخط ایرانسل
میخواهی چیو جبران کنی
سپرده بودی ندهند
ندادند.
غذا که نبود
از گرسنگی بمیرم
آب حیات هم فراوان است
جبران نمیشود شوق داداش گفتنم
چرا خطهایتان را برداشتید؟
من دوست بدی بودم؟
اگر بد بودم
هیچ خطی نمیخواهم
خدا قضاوت کند
ما عشق نمیخواستیم
ما کسی را میخواستیم
مهربان باشد
مارا در قلب خود جای دهد
و دوست داشتنمان را باور کند
حالش را بپرسیم
فکر بد نکند
ما دوستش داشتیم
او شاید نه
سلام همونطور که گفتم
دلخوریا باید به موقع گفته شه
من تحمل اینو نداشتم با وجود بلاک
با آرتوش ادامه بدم و الان داره یک ماه و نیم میشه ازش بی خبرم
من نمیتونم رابطه ای رو شروع کنم که شبیه پارتنر و عشق سفید باشه
تاحالا کسی قبول نکرده عشق من تنها باشه
اوایل رابطه با آرتوش فکر کردم چقدر سخته
این رابطه با دروغاش با نبودنش با اضطراب جدایی
بعداز هر بلاک
نمیدونم اونایی که بلاک نمیشن یه رابطه ادامه دار دارن
چطوری ان اما من از اونا نیستم
شاید هم پاداش الکی از علیرضا گذشتن باشه
اون که نگفته بود نمیخواد فقط چند سال رفته بود
از لحظه های من از زندگیم
حالا اگه علیرضا با یه هویت دیگه
به رابطه برگشته باشه و بخواد رابطه بگیره
بازم تو اصل ماجرای من و اون تغییر ایجاد نمیشه
چی رو با گاهی بودن و معمولی بودن میخواد درست کنه
بودن؟
بودنش کافی است
من شماره گذاشتم من خواستم باشه و حالا فهمیدم تهش هیچی نیست
روزی و یادم میاد هلاک شماره نجمه بودم و علیرضا حتی نگفت اسمش چیه
این روزا همه یه گوشی دست گرفتن و منو دست میندازه
باید به آرتوش میگفتم دلخورم از بلاک
چرا فقط من باید بلاک شم
جلوی الهه اینقدر سخته بگی
بذار این بیچاره هم باشد
اگه فتانه جای من بود
بهش اعتماد کامل داشتید
چون دوست صمیمی الهه هست
حالم بهم میخوره از دروغ
نقش بازی کردن و
یک رنگ نبودن
اعتراف سختی نیست
من دوسش دارم
خیلی هم دوسش دارم
اما اون چند سال به اندازه ی
یه کارت عروسی هم دعوت نبودم
اینکه آدم نیست بعداً خودش پیام میده
جوابشو میدیم یا بلاک میکنیم
خطی که موسی لو دنبالش بود
میخواستی برا بلاک؟
تف به معرفت تون؟
من تنهام
تنها تراز همیشه
الکی میگید شماره نداشتیم
شماره ها و برمیدارید؟
اون رفیق شفیق بود و من
یه بچه معلول
که خطری برای پا به سن گذاشته ها نداره
ولی سه چهار تا خط اد میکنن
برای محکم کاری
فتانه اون چندسال رو مخم بود
یه احوال پرسی ساده
یه کارت دعوت
لایق هیچکدوم نبودم
دوسش داشتم یانه
به اندازه ی یه شماره
تو لحظه هاش نیستم
این بار برم شوک برم بگم
یه قرص قوی تر بنویس
احمد کلافه میشه
احمد به قرص دیگه بنویس
اگه آرتوش و امیر علیرضا باشن
یعنی روزگار باهام مشتی حساب کرده
ولی علیرضا ندید چقدر تنها بودم
چقدر وابسته به آدما میشدم
و ازش دور شدم
از همه
و گذشته جبران نداره
حالا هرکسی تو واتساپ
دنبال عشق هست و من تنهام
من خیلی وقته تنهام از 91
فقط یه سال با من بود
مغرور جذاب مهربونه
سرد اما واقعی
پاییز میشه
من پتو میاندازم میخوابم
دیگه حوصله کسیو ندارم
من تلگرام نمیخوام
من میخوام پیشم باشه
همین
من یه خط مجازی نمیخوام
که تمام راهش بهم بسته باشه
یه بوس موقع تولدم
یه تبریک کوچولو خوشحالم میکنه
از 18سالگی تو زندگی کسی
اولین نبودم
بقیشم همینه
اگه بدم گم میشم
موقع مرگمم خبرتون نکنن
علیرضا زارعی داداشی
اون که نخواست تو بودی
اون که بایه تماس
نبودنو هدیه داد من بودم
خیلی سخت بود
امضا
فاضله
سلام چند لحظه پیش
تمام برنامه هامو از رو گوشی پاک کردم
بهتر از ریست است
امیدوارم بتونم چند روزی
تو کمترین ارتباط با فضای مجازی
سپری کنم
حالا که فکرشو میکنم شاید
خرید یه گوشی دیگه
به عنوان گوشی دوم
خیلی هم ضروری نباشه
مخصوصاً از نوع ساده
من ده دوازده ساله
گوشی ساده ندارم
بعضی از فکرا از دور و نزدیک قشنگن
ولی فکر باید منطق پشتش باشه
نه سلیقه شو داری نه پولشو
برای چی برنامه ریزی میکنی
کله مشنگ
اینجا رو نگه میدارم
سر میزنم