حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

تا خیلی نگذشته...

سلام.تا خیلی ازش نگذشته بگم مجموعه های تلویزیونی در نظر گرفته شده برای تعطیلات نوروز امسال اصلاً خوب و مناسب نبود 

اما مجموعه های تلویزیونی در نظر گرفته شده برای ماه مبارک رمضان به مراتب خیلی بهتر بود 

برنامه ی «زندگی،پس از زندگی»شبکه چهار هم یه چیزی تو مایه های «ماه عسل» هست و ازش خوشم نیومد ولی خب مثل این که سلیقه ی مردم مایه سمت برنامه های اینچنینی که مثل «کلیدِ اسرار»میمونه زیادی متمایله .

عقل من نمیتونه یه چیزایی و هضم کنه

دیجی کالا سفارشمو «تحویل شده»زده اما هنوز بسته به دستم نرسیده شاید یکی دو روز دیگه برسه 

بالاخره ناشر پیاممو دید و  خیالم راحت شد اگه بابایی بهم کمک کنه میتونم تعداد نسخه های بیشتری چاپ کنم.

بابام مدل موی جدیدمو دوست نداشت  برخوردش دور از انتظار نبود.من هم از اینکه  مامانم بخاطر نظر دامادمون اینجوری موهامو کوتاه کرد کمی ناراحت شدم 

عاطفه ی میر سیدی از بخش خبر بازنشسته شده و ‌‌مجری شده  

امشب شام آش داریم 

میگم وبلاگ هم چیز خوبیه ها و گر نه کجا میشه این همه چرت و پرت نوشت 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل







از اسفند تا....

سلام.اسفند1400خیلی طول کشید،هر روزش تا 10عدد شعر می‌نوشتم تا چند روز پیش داشتم شعرای کتاب جدیدم و آماده و ویرایش میکردم برای ناشر فرستادم فکرمیکنم کتاب خوبی بشه 

شعرامو برای بابا«صابر ساده »ارسال میکنم 

هر شعری رو که لایک قرمز میزنه کلی ذوق میکنم فقط شعرهای قلب قرمز رو یادداشت میکنم  قلمم داره روز به روز بهتر میشه و خیلی خوشحالم.

یه گاف بزرگ به خادم دادم گفتم تیراژ کتاب رو«200»تا بذاره وهمش میترسم200نسخه چاپ کنه و منتظرم پیام بعدیم رو ببینه کلاً پیامارو دیر میبینه  وااااایییی  چه شود

12تاشعر قلب قرمز ننوشته دارم تولید شعرم بالاست و لی دانش بنیان 

دوباره باید بشینم پای کتاب اولش سخته ولی کمی بگذره خوب میشه 

راستی روز بالا گرفتن دعوای بین ایران و آمریکا گرامی باد

امروز مامانم یه جور قشنگ موهامو کوتاه کرد دوست داشتم و دوست داشتن خیلی خوشگل شدم 

بقیشو تو پست بعد میگم 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل














اتفاقی

سلام.شما فکر میکنید چند درصد از اتفاقاتی که تو زندگی میفته اتفاقی هست؟اصلاً چند تا اتفاق اتفاقی براتون افتاده؟به نظرتون چرا اتفاقا باید اتفاقی باشن؟

دارم فکر میکنم اگه نمیتونستم بنویسم و بخونم چطوری باید روزامو سپری میکردم.با وجود همه ی مشکلات نمیتونم خودمو بدون قلم و کتاب تصور کنم هرچی می‌خوام فکر کنم  چیکاره میشدم جز قلم چیزی به ذهنم نمی‌رسه.

من فکر میکنم هیچکس از سر دلخوشی و کیف کوک شاعر و نویسنده نمیشه یه درد ی باید باشه که تو باتمام وجود حسش کنی و به طرف قلم کشیده بشی.

الان که اینارو نوشتم بغضم گرفت باید فکری به حال نازک احوالی خودم بکنم شایدم اگه این نازک احوالی نباشه نتونم بنویسم 

اگه یه روز نتونم بنویسم چی میشه؟زندگیم چه شکلیه؟خودم چه شکلی ام؟دنیام بدون قلم و کاغذ وحشتناکه؟شما چی فکر میکنید؟

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل








شاید...!

سلام دو شب پیش گلو درد داشتم.تمام دیروز رو سردرد دل درد تب ولرز گوش درد سرفه داشتم امروزم عطسه و آبریزش.

نمیدونم سرماخوردگیه یا اومیکرون.

من تو این دوسال هیچ مشکلی نداشتم 

دیشب پیتزا سفارش دادم 

ترسیدم آخرین شب زندگیم باشه 

حسابی غافلگیر شدم 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل






هورررررااااااااا

سلام.بالاخره‌ رمز پویای کارتم درست شد تونستم نت یکساله بگیرم و خیلی خوشحالم چند هفته بود بخاطر این مسئله اعصابم خرد شده بود.

وقتی آدم یه قدم جدید تو زندگی  برمیداره  دوست نداره به عقب برگرده واقعاً خیلی حس بدیه.

فردا قراره برای اولین بار با منتقد کتاب و دوست شفیقم به صورت تصویری حرف بزنم هیجان دارم 

امیدوارم به خیر بگذره‌ 

حالم خیلی بهتره

مرسی که خوندید 

فاضله هاشمی غزل