حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف
حرف روی حرف

حرف روی حرف

حرف روی حرف

اتفاقی

سلام.شما فکر میکنید چند درصد از اتفاقاتی که تو زندگی میفته اتفاقی هست؟اصلاً چند تا اتفاق اتفاقی براتون افتاده؟به نظرتون چرا اتفاقا باید اتفاقی باشن؟

دارم فکر میکنم اگه نمیتونستم بنویسم و بخونم چطوری باید روزامو سپری میکردم.با وجود همه ی مشکلات نمیتونم خودمو بدون قلم و کتاب تصور کنم هرچی می‌خوام فکر کنم  چیکاره میشدم جز قلم چیزی به ذهنم نمی‌رسه.

من فکر میکنم هیچکس از سر دلخوشی و کیف کوک شاعر و نویسنده نمیشه یه درد ی باید باشه که تو باتمام وجود حسش کنی و به طرف قلم کشیده بشی.

الان که اینارو نوشتم بغضم گرفت باید فکری به حال نازک احوالی خودم بکنم شایدم اگه این نازک احوالی نباشه نتونم بنویسم 

اگه یه روز نتونم بنویسم چی میشه؟زندگیم چه شکلیه؟خودم چه شکلی ام؟دنیام بدون قلم و کاغذ وحشتناکه؟شما چی فکر میکنید؟

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل








شاید...!

سلام دو شب پیش گلو درد داشتم.تمام دیروز رو سردرد دل درد تب ولرز گوش درد سرفه داشتم امروزم عطسه و آبریزش.

نمیدونم سرماخوردگیه یا اومیکرون.

من تو این دوسال هیچ مشکلی نداشتم 

دیشب پیتزا سفارش دادم 

ترسیدم آخرین شب زندگیم باشه 

حسابی غافلگیر شدم 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل






هورررررااااااااا

سلام.بالاخره‌ رمز پویای کارتم درست شد تونستم نت یکساله بگیرم و خیلی خوشحالم چند هفته بود بخاطر این مسئله اعصابم خرد شده بود.

وقتی آدم یه قدم جدید تو زندگی  برمیداره  دوست نداره به عقب برگرده واقعاً خیلی حس بدیه.

فردا قراره برای اولین بار با منتقد کتاب و دوست شفیقم به صورت تصویری حرف بزنم هیجان دارم 

امیدوارم به خیر بگذره‌ 

حالم خیلی بهتره

مرسی که خوندید 

فاضله هاشمی غزل







کارت بانکی ،رمز پویا واُومیکرون

سلام.چند بانک رو با هم قاطی کردن اسمشو گذاشتن«بانک سپه»

تنها کارت بانکی منم جزءِ بانک های ادغامی بود هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم هر چی منتظر شدم درست نشد رفتم از یه بانک دیگه کارت گرفتم رمز پویاشو دوبار فعال کردم میترسم امتحان کنم بهتره صبر کنم چند روز بگذره و بستم تموم شه  بعد.

با بانک قبلی تماس گرفتم مث اینکه کارتم درس شده منتظر ارسال کد هستن اگه رمز پویام درست نشه حس میکنم از زندگی عقبم و نمیتونم کارای بالای صد تومن انجام بدم و این رو اعتماد به نفستم تاثیر منفی می‌ذاره.

ضمن اینکه بر اثر فشار عصبی و استرس اتفاقات این مدت در فاصله ی زمانی کم خونریزی داشتم 

فقط خدا کنه رمزم درست شه

و خواهرم هم برای چندمین بار به کرونا مبتلا شده و مامانم خیلی نگرانشه و من سعی کردم دلداریش بدم تا کمتر غصه بخوره 

مرسی که خوندید

فاضله هاشمی غزل




در هم

سلام.مشغول خرید کردن خوندن و نوشتن هستم . رفته رفته شعرام داره بهتر میشه خودمم بهتر میشم به هایکوسُرایی علاقه مند شدم چند تا شعر دارم که فکر کنم میشه اسمشو هایکو گذاشت

با اعتماد به نفس بیشتری شعرامو باز نشر میکنم و در پایگاه نقد شعر میذارم راستی دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران هم دایر شده خوبیش اینه که همه هر جایی که هستن میتونن از فرصت استفاده کنن و ارسال رایگان داره ‌‌منم از نمایشگاه خرید کردم 

جوونترین خریدار نمایشگاه مجازی کتاب تهران به دختر بچّه ی چهار ساله بوده که برام جالبه 

دوست دارم کتاب جدیدم تجربه ی مشترک با دوست عزیزم باشه  نمیدونم خودم رو بیشتر میشناسم یا شعر رو ؟

مردم منو بیشتر میشناسن یا شعرامو؟

چقدر خوبه آدم همه ی خودشو رو نکنه برا بقیه زیرک باشه از کجا معلوم اونی که رو کرده خودش بوده؟

راستی دسته ی عینکم کنده شده بود درست شد

ما ساده بودیم اما سادگی ساده نبود 

وقتی بابام کتاب میخونه حس خوبی دارم

مرسی که خوندید 

فاضله هاشمی غزل